تبليغاتX
صدای غار غار کلاغی از دور -
شعر و ...

ولم كنيد

كسي جلودارم نخواهد شد !

دروغ گفتم

آيا حقش را داشتم ؟

آرام باشم ؟

از اين هم آرامتر ؟

ممكن نيست !

 

...

 

هي !

با تو ام آسمان !

بردار كلاهت را !

دارم سان مي بينم

 

صدايي بر نمي خيزد

 

جهان

گوش ِ گنده اش را

گوش ِ پر ستاره ي پر كنه اش را

بر روي دست گذاشته است

خفته است . . .

 

ولاديمير ماياكوفسكي م. كاشيگر نشر مينا

 

( كاش يكي پيدا بشه و اين شعراي ماياكوفسكي و يه بار ديگه ترجمه كنه ، كاش ... )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 2:14  توسط آرش معدنی پور  |