|
شعر و ...
|
ولم كنيد
كسي جلودارم نخواهد شد !
دروغ گفتم
آيا حقش را داشتم ؟
آرام باشم ؟
از اين هم آرامتر ؟
ممكن نيست !
...
هي !
با تو ام آسمان !
بردار كلاهت را !
دارم سان مي بينم
صدايي بر نمي خيزد
جهان
گوش ِ گنده اش را
گوش ِ پر ستاره ي پر كنه اش را
بر روي دست گذاشته است
خفته است . . .
ولاديمير ماياكوفسكي – م. كاشيگر – نشر مينا
( كاش يكي پيدا بشه و اين شعراي ماياكوفسكي و يه بار ديگه ترجمه كنه ، كاش ... )
