تبليغاتX
هواداران مهدی کروبی لوگوی حمایت از میر حسین موسوی و اعتراض به احمدی نژاد و حامیان او صدای غار غار کلاغی از دور - تابوت خون آلود من ...
شعر و ...

 

 می آیی و من می روم ، ای مرد دیگر       چون تیرگی از بیخ گوش صبحگاهی
 
می آیی و من می روم ، زیباست ، زیباست       باران نرمی بر غبار کوره راهی
 

 
 دشت بلاخیز غریب تفته ای بود       هر تپه ای چون طاولی چرکین بر آن دشت 
 
ما سوختیم و خیمه برکندیم و رفتیم        اینک ، تو می آیی برای سیر و گلگشت


حلاج ها ، بر دار ، رقصیدند و رفتند        شیطان خدایی کرد در این خاک سوزان 

 این قصر عاج افتخار آمیز تاریخ         بر پاستی ، از استخوان تیره روزان 
 

تابوت خون آلود من ، گهواره ی توست       جنبانَدَت دستِ پلیدِ پیرِ تقدیر 
 
 هشدار یک دنیا فریب و رنگ و بازیست       روزی شنیدی گر کسی می گفت : تدبیر


 می آیی و من می روم
 بدرود
 بدرود


چیزی نیاوردیم و چیزی هم نبردیم


بیهوده بودن ، تلخ دردی بود ، اما


اما ... چه دردانگیز ما بیهوده مردیم ...

 

نصرت رحماني –  مرد ديگر –  ميعاد در لجن

 




 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 1:59  توسط آرش معدنی پور  |